صدای آب ، صدای نخل ،صدای مشکی خالی
دستهایی پرازآب ، لبهایی منتظر
دستها خالی ازآب
صدای چشمانی خیس قطره ای درآب چکید
قلبی پر اضطراب
نگاهی رو به آسمان به چادرهای سیاه
مشکی درآب
صدای پا ،صدای نعره، صدای شمشیر
دستی افتاد ،خونی چکید...
مشکی افتاد ، قلبی افتاد ،خونی چکید...
صدای شیهه ی اسبی خون آلود
مردی افتاد ... ، تنی لرزید،مردی خمید
صدای آب شکست!
