تبليغاتX
.:..... 4 دیــــواری .:......
.:..... 4 دیــــواری .:......

سیاه و سفید

با سلام 

نگاه می کنم اسمان را ابرها درهم و برهم

        طوفان میراندشان

       رحم نمی کند برسیاه سفید

مسجد توی کوچه   صدای اذان می اید حی علی الصلا   

      همه می ایند با چادرهای سیاه وسفید

صدای بال می اید 

      کبوتران در باد می چرخندو میرقصند 

      درکنارهم سیاه وسفید

دوباره مادر  دوباره من

       ودوباره میشمارم  موهایش را یک درمیان سیاه وسفید

یک سال گذشت در پشت بام 

       میسوزانم کتابهایم را خاطراتم را سیاه وسفید

میگذرانم روزگار را از پس هم 

        یکنواخت نیست خدا را شکر سیاه و سفید

نوشته شده در دوشنبه 1385/08/22ساعت 7:38 توسط | لينک اين مطلب |

فکر کردن به .....

سلام

فقط همین ؟!!!!

......

نوشته شده در جمعه 1385/08/19ساعت 14:7 توسط ایمان | لينک اين مطلب |

آدم ها مثل کتاب هستن...

بعضی از آدمها را باید چند بار خوند تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدم ها را نخوانده باید دور انداخت.

 بعضی از آدمها با حروف سیاه چاپ میشوند و بعضی از آدمها صفحه‌ی رنگی دارند.

 بعضی از آدم ها تجدید چاپ میشوند و بعضی آدم ها فتوکپی آدمهای دیگه هستند...

 و بعضی ها هم ترجمه شده اند... و بعضی دیگر هم با کاغذ کاهی چاپ میشوند... و بعضی با ......

 اگه خودتونو خوب میشناسید... ببینید که شما جزو کدوم گروه هستید...؟؟؟.

نوشته شده در پنجشنبه 1385/08/11ساعت 16:30 توسط ایمان | لينک اين مطلب |

شگفتا

با سلام

شگفتا!!!
 
وقتي بود نميديدم
وفتي ميخواند . نميشنيدم

وقتي ديدم كه نبود
وقتي شنيدم كه نخواند

چه غم انگيز است كه وقتي چشمه اي سرد و زلال در برابرت

مي خواند مي جوشد و مي نالد

تو تشنه آتش باشي و نه آب
و
چشمه از آن آتش كه تو تشنه آن بودي بخار شد و به هوا رفت و

كوير همه چيز را تاخت و در خود گداخت

تو تشنه آب باشي و نه آتش

و آنگاه عمري
                   گداختن از غم نبودن كسي كه تا بود از غم نبودن تو مي گداخت
 
نوشته شده در پنجشنبه 1385/08/04ساعت 11:2 توسط ایمان | لينک اين مطلب |
امکانات
face=Tahoma color=#000000 size=2>