تبليغاتX
.:..... 4 دیــــواری .:......
.:..... 4 دیــــواری .:......

سین های هفت سین

با سلام

ایران: نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشيدى» مى خوانند.

اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند. اما عاملى كه »نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود.

دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرن.  برهمين اساس جشن‌ها و آيين‌هاى جامعه ايران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبت‌هاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره‌اى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژه‌اى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند.

دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند. گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است.

به هرحال در آيين‌هاى باستانى ايران براى هر جشن «خوانى» گسترده مى‌شد كه داراى انواع خوراكى‌ها بود. خوان نوروزى «هفت سين» نام داشت و مى‌بايست از بقيه خوانها رنگين تر باشد.

اين سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحويل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد. همچنين ميزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى‌ها در كنار سفره گماشته مى‌شد. اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهريارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دريا، هفت گياه و...» همچنين اسناد تاريخى از برپايى سفره هفت سين به ياد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق اين اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:

اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (انديشه نيك ) ، ارديبهشت (پاكى وراستى )، شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ، خرداد (رسايى و كمال ) و امرداد (نگهبان گياهان).

اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين»  نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است.

شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاى تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخى ديگر به وجود «هفت چين» در ايران پيش از اسلام اعتقاد دارند. سخنران جامعه زرتشتى در اين باره مى گويد: «در زمان هخامنشيان در نوروز به روى هفت ظرف چينى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چين يا هفت چيدنى مى گفتند.

بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنت‌ها و آيين‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند.

به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه »سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.»
البته در اين‌باره تعابير مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است: كه در روزگار ساسانيان، قابهاى زيباى منقوش و گرانبها از جنس كانولين، از چين به ايران وارد مى‌شد.  يكى از كالاهاى مهم بازرگانى چين و ايران همين ظرف‌هايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چينى» نام گذارى شد و به گويشى ديگر به شكل سينى و به صورت معرب «سينى» در ايران رواج يافتند. به هرروى خوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سين مى‌نشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه)

خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند:

سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود.

سيب: هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند.

مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!

سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ۲۰ روز پيش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هريك از آنها يكى از غلات را مى كاشتند و خوب روييدن هريك را به فال نيك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردين آنها را مى چيدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.

سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد. «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.

و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است.

شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشك، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست. «كتاب مقدس» هم يكى از پايه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد.

چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و كليميان تورات را بر بالاى سفره‌هايشان جاى مى‌دهند. بر سر سفره زرتشتيان دركنار اسپند و سنجد، « آويشن» هم ديده مى شود كه به گفته موبد فيروزگرى خاصيت ضدعفونى كننده و دارويى دارد و به نيت سلامتى و بيشتر به حالت تبريك بر سر سفره گذاشته مى شود.

در هرصورت او پيروز است و نامش خجسته است و از نزد خدا مى آيد و خواهان نيك‌بختى است و با تندرستى و گوارايى وارد شده است و سال نو را به همراه آورده است! 

انشا الله سالی خوب و پر بار داشته باشین .

با تشکر از سایت ict

ایمان مکس Iman Max

نوشته شده در جمعه 1384/12/26ساعت 19:44 توسط ایمان | لينک اين مطلب |

می شود فریاد زد...

با سلام

می شود فریاد زد
می شود فریاد زد
های چه کسی سنگ مرا می فهمد
بت رنگین مرا چه کسی می شکند
می شود فریاد زد
های چه کسی حال مرا می فهمد
چه کسی با من خسته رسا می خواند
می شود فریاد زد
ای عزیز
تا به کی مانده درین راه دراز
تا به سرمنزل مقصود چه قدر باقیست
می شود فریاد زد
ای دوستان
من به تنهایی خود مشغولم
چه کسی پنجره را می بندد

ایمان مکس Iman Max

نوشته شده در چهارشنبه 1384/12/24ساعت 15:52 توسط ایمان | لينک اين مطلب |

کلمه

  زیباترین کلمه عشق

             پر احساس ترین کلمه محبت

                                   پر معناترین کلمه نگاه

                                                  عالی ترین کلمه دوستی

تلخ ترین کلمه جدایی

            دردناک ترین کلمه خیانت

                             بدترین کلمه تمسخر

                                        و آشنا ترین کلمه تو

 

شاد و پیروز باشید     Ehsan Max

نوشته شده در دوشنبه 1384/12/22ساعت 23:38 توسط | لينک اين مطلب |

بعضی حرفها

با سلام

خدایا بنده ات به تصمیم خود بیمناک است و به تقدیر تو نمناک
خدایا بنده ات مغرور گناه است تا کجا تا کی . خود نمی داند
خدایا بنده ات درگیر بودنش است به چگونه اش نمی اندیشد
خدایا بنده ات یهودی نیست مسلمان نیست بت می پرستد! تو را نه
خدایا بنده ات به ساده اندیشی رسیده در روز خود مخمور است
خدایا بنده ات به درگاه تو نمی آید خاک کوی اوست
خدایا بنده ات به پلکان فکر می کند گذری از گذار یک شکفتن زمینی
دروغ می گوید
خدایا بنده ات توجیه میکند چون نمی تواند قبول کند
خدایا بنده ات سست است مست است به قانون طبیعت می خندد
خدایا بنده ات راه گریز دیگری را از دین هموار می کند به کجا می رود
تو می دانی
خدایا بنده ات طناب پوسیده ی شیطان شده رو به سوی معرفت زدایی
خدایا بنده ات پیله بسته اما تولدی نیست لفافی است از فروع
خدایا بنده ات به فروع خود پایبند است اصولش را پایمال کرده

ایمان مکس Iman Max

نوشته شده در جمعه 1384/12/19ساعت 18:37 توسط ایمان | لينک اين مطلب |

ضرب المثل

با سلام

مهربانی می خزد آنجا که نمی تواند راه برود . (( اسکاتلندی ))
کسی که ( خار ) می کارد نباید پیاده راه برود . (( ولزی ))
مرغی که زیاد قدقد می کند تخم ریز می گذارد . (( بلغارستانی ))
شمشیری . علیه مهربانی وجود ندارد . (( ژاپنی ))
قلب انسان طبیعتا عادل است . (( چینی ))
قبل از فرا رسیدن تاریکی . چراغت را روشن کن . (( تازی ))
قایق محبت حتی بر کوه صعود می کند . (( هندی ))
( قلم ) غالبا دور تر از ( شمشیر ) می رود . (( بوسنی ))
( قانون ) غالبا دندان خود را نشان می دهد ولی گاز نمی گیرد . (( انگلیسی ))

ایمان مکس Iman Max


نوشته شده در شنبه 1384/12/13ساعت 20:53 توسط ایمان | لينک اين مطلب |

کشف هستی

       خداوند یک شخص نیست . بلکه تجربه ای که تمام هستی را به پدیده ای زنده مبدل سازد .

تنهایی او مطرح نیست

او با زندگی می تپد . . . .

با زندگی که دارای ضربان است

           لحظه ای که دریابی که دل هستی می تپد

                                                       خداوند را کشف کردی .

منتظر نظرتون هستم . احسان 

نوشته شده در جمعه 1384/12/12ساعت 11:34 توسط | لينک اين مطلب |

تقديم به تمام دوستانم To My Friends

با سلام

If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.

--  Stone Temple Pilots

اگر تو خواستی قبل از من بميری

 بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه .

If you live to be a hundred,
I want to live to be
a hundred minus one day,
so I never have to live
without you.

--  Winnie the Pooh

اگر می خوای صد سال زندگی کنی

من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم

چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.

True friendship is
like sound health;
the value of it is
seldom known
until it is lost.

--  Charles Caleb Colton

دوستی واقعی مثل سلامتی هست

ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم.

A real friend
is one who walks in
when the rest
of the world walks out.


يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد

که تموم دنيا از پيشت رفتن.

Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend.
-- Albert Camus

جلوی من قدم بر ندار،

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.

Friends are God's way of taking care of us.
 

دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن.

Friendship is one mind
in two bodies.

--  Mencius


دوستی يعنی يک روح در دو بدن .

I'll lean on you and
you lean on me and
we'll be okay

--  Dave Matthews

من به تو تکيه می کنم و تو به من

و اونوقت همه چيزمون مرتبه.

If all my friends were
to jump off a bridge,
I wouldn't jump with them,
I'd be at the bottom to
catch them.

اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،

من با اونا عبور نخواهم کرد،

بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا.

Everyone hears
what you say.
Friends listen to
what you say.
Best friends
listen to what you don't
say.

هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه.

ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن.

اما بهترين دوستان

حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون.

My father always used
to say that when you die,
if you've got five real friends,
then you've had a great life.;

--  Lee Iacocca

پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ،

اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ،

اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی.

Hold a true friend with both your hands.;

--  Nigerian Proverb


يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب.

A friend is someone who knows
the song in your heart
and can sing it back to you
when you have forgotten
the words.;

--  Unknown

يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه

و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی

اونا رو واسه ات بخونه.

با تشکر از خزان سرو که این مت زیبارو برام فرستاد . و تشکر سایت که اجازه دادن این متن زیبا را در

این بلاگ به نمایش در آورم .

ایمان مکس Iman Max

نوشته شده در چهارشنبه 1384/12/10ساعت 16:40 توسط ایمان | لينک اين مطلب |

بعضی حرفها

با سلام

پیتر مارشال : وقتی مدتها بدون مشکلات زندگی کنیم . این مثال به یادمان می آید که درخت بلوط در

خلاف جهت باد با قدرت رشد می کند  و الماس تحت فشار ساخته می شود .

جیمز راسل : یک عملکرد عاشقانه از تمام عواطف دنیا وزین تر است .

یک نویسنده : عشق به هدف . پاد زهر ترس و نگرانی است .

هیل مینل : به درونت بنگر ! اسرار در درون تو ست .

ایمان مکس Iman Max

نوشته شده در دوشنبه 1384/12/08ساعت 9:0 توسط ایمان | لينک اين مطلب |

یکی بود یکی نبود

با سلام

یکی بود دیگه هیچ کی نبود
اسمش خدا بود
هوس کرد که یکی بودنشو ثابت کنه
یکی رو ساخت
شد این :
یکی بود یکی نبود غیر از خدا یکی دیگه هم بود
اسمش خودش بود آدم
یکی بود اما یکی یکی که نمیشه
اونوقت میشد همون یکی
پس دو تا شد
تا اون واسه همیشه یکی باشه

ایمان مکس Iman Max

نوشته شده در سه شنبه 1384/12/02ساعت 0:3 توسط ایمان | لينک اين مطلب |
امکانات
face=Tahoma color=#000000 size=2>